جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
345
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خطرناكترين شرايط زندگى خود ، قائل مىشود : در موقع جهاد با قاسطين تبهكار و كسانى كه از حق برگشته و همهجا را از دشمنان وى پر ساخته و خواستار خون وى بودند ! و چون جهاد با اين گروه و مبارزه برضد آنان ، مسألهاى بود كه هر ميزان و مقياسى به آن حكم مىكرد و وجدانى كه حق و عدالت را نگهبانى مىكرد به آن دستور مىداد ، براى علىبن ابيطالب در جنگ ، ياران و همراهانى لازم و ضرورى بود ، ولى على هيچيك از دوستان و ياران و نزديكان خود را بر جهاد و پيكار مجبور نساخت ، و با اينكه او حق ولايت و حكومت داشت و قدرت و نفوذ هم در دست وى بود و مىتوانست در جنگ با قاسطين تبهكار مردم را در كنار خود نگهدارد ، ولى او هيچكس را به اين كار وادار نكرد . على در اين موضوع هرگز به زور مادى يا معنوى پناه نبرد ، زيرا كه زور ، به هر رنگى كه باشد ، با اصول نظريه على درباره آزادى و شروط آن ، منافات دارد ، از اينجا بود كه على با منطق عقل و با دليل و برهانى كه داشت ، متوجه فكر و انديشه مردم مىشد و با منطق دل و وجدان و با نيرو و دليلى كه در نزد وى بود ، با قلب و وجدان آنها تماس مىگرفت ، پس هركس كه مىخواست به او مىپيوست و هركس كه نمىخواست ، نمىپيوست . و على از آنهايى كه همراهى مىكردند ، تشكر و تقدير مىنمود و با وعظ و اندرز و ترغيب بهتر و بيشترى بهسراغ گروه ديگر مىرفت . و از آنها هركس كه مىخواست آنطور بماند كه بود ، او آزاد بود ، و على اكراه و اجبار را نمىپذيرد و صحيح نمىداند . و او حاضر نيست كه احدى از مردم ، بدون بصيرت و ايمان ، به او بپيوندد و از اينجا بود كه او هيچ فردى را وادار نساخت كه